خرید بک لینک

درباره سایت

NO.954

امکانات وب

امروز روز تولدم است تنهام ، دوستان تبریک گفتند ولی خب آنجور که برنامه اش را داشتم نشد.. از ماه ها پیش از میپرسید برای تولدت چه دوس داری بگیرم؟ من میگفتم هیچ ، همینکه صدایت را بشنوم کافیست.. میگفت اینکه سرجایش است.بگو چه میخواهی.. من هم میگفتم همین کافیست..ولی اگر چیزی هم میخری از من نپرس.. دوروز مانده بود دیگر.. دستم را یکهو رها دیدم...دوباره گم شدم و دوباره در همان پارک قدیمی بین آن همه آدم.. دقیقا رفتم جای قدیمی ام و شروع کردم به گریه کردن.. دیدم دیگر کمکی نیست.. گریه هایم که به هق هق افتاد ، دستم را روی زمین گذاشتم و بلند شدم.. تا دوباره اوضاعم را خودم بهتر کنم.. از او پرسیدم چرا رها کردن؟چرا نبودن؟ میدانم جوابش را خودم.. اگر دست هم را بگیریم و با دلخوری از هم پیش برویم همان بهتر که هرکدام تنهایی مسیرمان را برویم تا حداقل یکسری چیزها حفظ شوند.. امروز ، بار دیگر از اینکه کنارش نیستم از خودم متنفر شدم.. اما خیالم راحت است که رو به راست.. میروم و عکس هایش را در آنها خندیده است ، میبینم آخرامروز تولدم است و دوس دارم بخندد..:)

برچسب: نویسنده: رویا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

ما هیچ وقت حواسمان نیست اینکه در آغوشمان چه داریم ، همش فکرمان جای دیگریست.. مثلا اگر آن چیز را در آغوش بگیرم چه حسی دارد یا مثلا چکار کنم که آن یکی در آغوشم جای گیرد هیچ آن چیزی را ک در میان بازوانمان هست را با تمام وجود حس نکردیم.. لذت های باارزش ، سخت است ، تلاش میخواد ، صبر میخواهد.. اینکه کم آوردیم دیگر مسئولیتش با خودمان است میتوان لذت دیگری را آسان تر بدست آورد و آسان تر در آغوش گرفت.. ولی شاید دیگر هیچ وقت نشود ، برای بار دوم برای در آغوش گرفتن یک چیز تلاش کرد.. تلاش بیهوده نکنید.. برای آغوش های آسان تلاش نکنید.. دنبال اهلتان بگردین.. همانکه بلد باشد.. همانکه حرفی برای گفتن بااو داشته باشید.. همانکه یکهو آمد.. نگذارید همانطور ناگهانی هم برود..

برچسب: نویسنده: رویا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

گاهی فقط دلمون میخواد بریم ینی نریما ، اداشو دراریم ، تا ببینیم کی پا میشه چمدونو از دستمون بگیره پرت کنه گوشه مبل و بگه بیجا کردی مگع دست خودته ، پس من چی؟! گاهی فقط دلمون میخواد گوشه خودمونو داشته باشیم ، نه اینکه واقعنی ها همینجوری اداطور ، بریم و تنها شیم ، تا ببینیم کی با ی لیوان چای میاد کنارمون و پیشونیمونو میبوسه گاهی فقط دلمون میخواد نفس نکشیم نه اینکه واقعا بمیریما ، فقط میخوایم حس کنیم ک برا کی مهمیم!!؟ گاهی فقط دلم میخواد آروم ترین دختر دنیا باشم گاهی فقط دلم میخواد اونقد محکم ب همه دنیا بگی منو میخوای که با تموم وجود حس کنم از اینکه من باهاتم خوشحالی و مرد من میمونی.. من فقط میخوام .. چشمامو ببندم و آروم بگیرم.. باشه؟! Gahi vaqta - parham

برچسب: نویسنده: رویا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

آدم ها

کم کم ، از فکر و خیال هایشان بیرون می آیند

به زخم هایشان دوا میزنند

خنده را روی لب هایشان میدوزند

قید هرچه قلب و احساس و ازین هارا میزنند

من میدانم که اشتباه شده

من میدانم که همان است که فکرش را میکنم

من میدانم حسم هیچ وقت اشتباه نمیکند

و من

یکبار دیگر این دختر را

روی دوپایش استوار میکنم..

برچسب: نویسنده: رویا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

آره خب دوستیم عزیزجانم ، بیا برایت بگویم دوست معمولی چیست مثلا دیگر نباید راجب حال خوب و بدم بتو بگویم.. مثلا دیگر منتظر شب بخیر هایت نیستم تا با خیال آسوده از اینکه هستی ، به خواب بروم مثلا دیگر در رویاهایم تو همسر یا مرد من نیستی مثلا معشوقه ام نیستی ، از هرفرصتی در قرارهایمان استفاده نمیکنم ، برا اینکه ببوسَمَت نگران این نیستم که از هدیه هایت خوشت بیاید یا نه دنبال دامن گل گلی نیستم که بخرم و برایت عکس بگیرم و توهم قربان صدقه ام بروی من هم ادا دربیاورم و بگویم چه زشت شده ام .. و با پافشاری منتظر عکس های یهویی از تو باشم فوقش یک عکس از چهره ام ، بدون آرایش یا حالا بیحال و عادی بگیرم برایت بفرستم توهم در عکس هایت لبخند نزنی و عادی یک عکسی بگیری بفرستی برایم.. اگر قراربگذاریم برای اینکه یکدیگر را ببینیم ، پیگیر رنگ های مورد علاقه تو نیستم تا بپوشمشان ، یک چیزی ب سلیقه ی خودم و مورد علاقه ی خودم انتخاب میکنم و میپوشمش خب شاید دیگر مثل قبل بهم اعتماد نداشته باشیم شاید هم اعتمادمان دوبرابر از قبل شود وقت کمتری برای هم میگذاریم ، یا اصلا نمیگذاریم تو مشغول خودت و کارهایت من هم پیگیر خودم و برنامه هایم دورمان آدم زیاد است ، میروند می آیند ، میمانند ولی خب شاید دیگر نباید در بین شلوغی های جمع دلتنگت شوم آخر اصلا طبیعی نیست که آدم دلتنگ دوست معمولی اش شود شاید یک روز ما شویم نمیدانم ،

برچسب: نویسنده: رویا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

اگه تو، دلت تنگ میشد ، منم دلم تنگ میشد

اگه تو یسری کمبودارو حس میکردی ، منم ده برابر اونارو حس میکردم

منم وقتی قدمای دو نفره ، عکسای دونفره ، خنده های دونفره میدیدم ، دلم ضعف میرف برات

و دوس داشتم پیشم باشی تا مام ازین چیزا داشته باشیم ولی خب ، میدونی ، یسری چیزا

سخت بدست میان ، صبر میخوان ، تحمل میخوان..

منم داشتم صبر میکردم ، ولی هیچ وقت دنبال جایگزین نگشتم برات

به این فکر نکردم که بخاطر این نداشته ،تویی رو که دارمت ، تنهات بذارم و بگم سختمه

ولی..:)

برچسب: نویسنده: رویا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

منکه نشنیدمازت نشنیدم..خانومم های مردونه روکلمات محبت آمیزو ، جملات عاشقانه روشعراتو ، حرفاتو ، واقعیت هاتو ، حقیقت هاتو ، غماتو ، ناراحتیاتومنکه نشنیدم بگی برای منیمنکه نشنیدم بگی چشمات جز من کسیونمیبینهمنکه نشنیدم بگی آرزوت ، جز من ،کس دیگه ای نیستمنکه نشنیدم بگی برای بدست آوردنم هرکار میکنیمنکه نشنیدم حرفاتوتو که بمن عشق ندادیتو بمن آرامش ندادیتو مقام و منزلت ندادی ، هیچ وقت نگفتی بابت بودنم راضییاز زندگی ، از خدا هیچ وقت نگفتی هرجور شده باهم همه مشکلاتو حل میکنیم و درست میشههیچ وقت مردونه آرومم نکردی ، تا خیالم راحت شه ، فقط منم تو دنیای توهیچ وقت با اطمینان کامل ، حتی تو خلوت خودت همنگفتی منو میخوایولییروزی دنبالم میگردی ، دنبالم میگردی تا همه این احساسارو بهت بدممثل قبل..و اون روز ، شاید من هیجای این دنیا نباشم..:) |دل آرام مینویسَد|@moodiha

برچسب: نویسنده: رویا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

خب تموم شده نه؟:)الان که نیستم رو ب راهی؟!راستی کسی هست که بهت بگه لطفا مراقب خودت باش؟!کسی هست که الکی و بی دلیل نگرانت شه!؟؟کسی هست که به همه دنیا بگه چقد عاشقته؟کسی هست که همه عالم و آدم بفهمن شیفته ی توعه ، جز خودت؟میگماکسی هست که بگه باشه اصن هرچی تو بگی؟!هستش کسی که شبا خوابتو ببینه و حسرت گرفتن دستاتون تو دلش بمونه؟نکه نیستاگه قرار باشه کسی تو زندگیت بیادعلاوه بر اینکه هیچ کودوم ازینا ویژگی هارو هیچ وقت نخواهد داشتآخریو هرگز ندارهمیدونی چرا؟!چون فک کنم اونقد عاشقش باشی که نذاری هیچ وقت بشکنههیچ وقت حسرت چیزیو تجربه کنههیچ وقت از شدت دلتنگیت اشک بریزهفک کنم همه اون حسایی که من بهت میدادم و توجه هاییو که ازت میخواستموجفتشونو فقط و ققطبه اون تقدیم کنی:) [دل آرام مینویسَد]

برچسب: نویسنده: رویا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

صفحه بندی