برچسب:
نویسنده: رویا سلطانی
برچسب:
نویسنده: رویا سلطانی
برچسب:
نویسنده: رویا سلطانی
آدم ها
کم کم ، از فکر و خیال هایشان بیرون می آیند
به زخم هایشان دوا میزنند
خنده را روی لب هایشان میدوزند
قید هرچه قلب و احساس و ازین هارا میزنند
من میدانم که اشتباه شده
من میدانم که همان است که فکرش را میکنم
من میدانم حسم هیچ وقت اشتباه نمیکند
و من
یکبار دیگر این دختر را
روی دوپایش استوار میکنم..
برچسب:
نویسنده: رویا سلطانی
برچسب:
نویسنده: رویا سلطانی
اگه تو، دلت تنگ میشد ، منم دلم تنگ میشد
اگه تو یسری کمبودارو حس میکردی ، منم ده برابر اونارو حس میکردم
منم وقتی قدمای دو نفره ، عکسای دونفره ، خنده های دونفره میدیدم ، دلم ضعف میرف برات
و دوس داشتم پیشم باشی تا مام ازین چیزا داشته باشیم ولی خب ، میدونی ، یسری چیزا
سخت بدست میان ، صبر میخوان ، تحمل میخوان..
منم داشتم صبر میکردم ، ولی هیچ وقت دنبال جایگزین نگشتم برات
به این فکر نکردم که بخاطر این نداشته ،تویی رو که دارمت ، تنهات بذارم و بگم سختمه
ولی..:)
برچسب:
نویسنده: رویا سلطانی
برچسب:
نویسنده: رویا سلطانی
برچسب:
نویسنده: رویا سلطانی